تبليغاتX
‎ اللهم اجعل محياي محيا ، محمد و ال محمد و مماتي ممات محمد وال محمد شب روشن
قراره شبانه ای و حالا یک سندسی
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


شب روشن









بسم الله الرحمن الرحیم

لحظه ی دیدار نزدیک است

 

سلام.هر چیزی که چند بار تکرار بشه طبعتا تکراری میشه ولی تکراری به معنای کهنگی نیست.تکرار باعث نظم میشود.تکرار باعث انس میشود.همانند نماز که تکراری است و هر روز باید خوانده شود  ولی هر چه بیشتر میخوانیم بیشتر باعث آدم شدن ما میشود.

چندمین با است؟ تا به حال دوبار شرکت کردم. حس خوبی داشتم عجیب بود امسال ثبت نامم خیلی راحت تر از سال قبل انجام شد.خیلی سریع اسم و شماره تلفنم را نوشتن و کارتم را تحویل دادند کارت امسال  رنگش زرد است. کارت سال قبل سفید بود و همان جمله قشنگ پارسالی روی کارت بود:اعتکاف انس یا معشوق است و تاریخ 26تا28 مکان مصلای امام خمینی ارومیه
تشکر کردم و بیرون آمدم و در دل خدا را شکر میکردم.
میترسم اعتکاف سال های قبل تمام شده بود و دیگر هیچ وقت بر نمیگردند نمیدانم چقدر فیض برده بودم ولی امسال وضعم خیلی بدتر از سال قبل است کلی گناه دارم ولی دوست ندارم هیچ کدامشان را با خودم آنجا ببرم.

دوست دارم پاک بروم پاک بمانم و پاک برگردم و همیشه پاک باشم .

سه روز فرصت خوبی است تا چیز هایی را فراموش کنم از بعضی افراد و بعضی کار هایم فاصله بگیرم. دعاها و آرزو های قشنگ بکنم امیدوار بشوم و دوبار تصمیم زندگی را از نو بگیرم.
سه روز، روزه لازم دارم تا بتوانم کمی به بدنم اجازه بدهم که راحت باشد.کمی بی حال باشم تا حال گناه کردن نداشته باشم.شاید چشمانم هم باز شدند و افراد خوب را دیدند و باعث شد دلم به حالشان غبطه بخورد.
دلم پر میزند.تعدادی از دوستانم را که در آنجا آشنا شدیم و دیگر نتوانستم ببینم شان انشاء الله که امسال هم شرکت کرده باشند.

ولادت امام علی(ع) را هم  اولا به امام زمان (عج) بعد  به تمام پدر ها و بعد به همه ی عاشقان آن  حضرت.
عجب انسانی باید باشد در رجب به دنیا می آید .اولین روز  ایام البیض و در شب قدر شهید میشود.
خدا کند این دل کوچک من بتواند عاشق و شیفته ی ملایم علی(ع) شود.




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  | 


سلام چه روز قشنگی امروز. آخیش چقدر خوب بعد از یک مدتی دیروز بارون هم بارید ولی یک کم بغض ابر ها زیاد بود و اشکهاش یخ زده بود .هم تند تند میبارید هم به صورت تگرگ. خوش به حال حضرت محمد(ص) خوش به حال حضرت خدیجه چه روز خوبیه واسشون پیامبر چقدر خوشحال میشه خدا... اسمش را فاطمه گذاشتن فاطمه یعنی جدا کننده خوب از بد.البته معنی های دیگه هم شنیدم ولی چیزی که معلومه هیچ وقت زیاد شناخته نشد.یا بهتر بگم خیلی کم در موردش می دانیم یک کم از ماجرای فدک های خانم و خطبه خانم و یا یک کم قبل تر اذواج ایشون با امام علی(ع) یا چند تا داستان دیگه.ولی میبینم که چقدر دوستشان داریم چقدر تو این روز های ما هم شاد میشیم و در عزای ایشون چقدر گریه میکنیم همش هم از ته ته دل... وقتی یک مشکل واسمون پیش میاد چقدر متوسلشون میشیم و چقدر حاجت میگیریم.بازم میگم :اگه عیدی نگیریم این روز از دستمون رفه ها چی میشه ما هم عیدی به خانم بدیم.مثلا 5 تا صلوات واسه مادرشون حضرت خدیجه بفرستیم تا حضرت زهرا را خوشحال کنیم همیشه بعد از نماز تسبیح حضرت زهرا را فراموش نکنیم و بعد از تسبیح واسه خودشون هم یک صلوات بفرستیم .اگه دوستداشتید بین نماز ظهر و عصر دو رکعت هم هدیه واسه ی خانم هدیه بدید .باور کنید اونقدر مهربونن خانم که اگه کادو پیچ هم نباشه کلی خوشحال میشن .وقتی واسه یوسف زهرا , امام زمان دعا میکنیم خوشحال میشه وقتی واسه حسن و حسین گریه میکینم یک نگاه خاصی بهمون میکنه. صبر کنید روز قیامت ببین خانم چقدر شرمنده مون میکنه .میگه کی واسه حسینم گریه کرد بیان این طرف. از طرف خدا واسمون شفاعت میگیره انشا اللهز خانم دلم میگیره دیروز خیلی دلم گرفت وقتی تو خیابون مردم را میدیدم وقتی میدیدم ارزش انسانیت چقدر پایین اومده دلم میگرفت.وای خدایا پس کی آقا میاد...خدا کمک مونکن تا خودمون را اصلاح کنیم و زمینه ظهور واسه امام زمانمون را آماده کنیم.خدا اونقدر امام زمان را دوست دارم ولی میدونم ایشون بیشتر از من نگران من هست خدایا کمکم کن آمین یا رب العالمین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  | 


 

 

سلام

تولد دوسالگی وبلاگ شب روشن را تبریک میگم

بفرمایید همتون دعوت بفرمایید.

۲۴  فرودین بود که من یک چند روز زود تر میگرم.

تو این دو سال که وبلاگ شب روشن را مینوشتم چقدر اتفاقاتی که نیافتاد و چقدر دوستایی که پیدا نکردم.

باز یک سوال کوچیک

شما نظرتون در باره این وبلاگ چیه آیا بیشتر از یک سال میشه که سر میزنید یا نه چند بار اومدید و رفتید یا نه این همین دفعه اوله؟

 

باید دیگه ببخشید مطالب وبلاگ خیلی کوتاه شدن شما را هم خسته نمیکنم.

موفق باشید

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  | 


 

سلام

عید اومده عید اومده

مژده بده دارم میام سراغت دنیا به روت خندیده خوش به حالت...

این چندمین عید میشه که دارم تو اینترنت تبریک میگم؟سومین ساله. سه سال گذشت قد یک عمر بود چه زود گذشت و خدا کنه خوب هم گذشته باشه...

تا حالا چند تا بهار دیدیم و با اون سبز شدیم  جوونه دادیم چند تا تابستون دیدیم و به بار نشستیم و با گرمای خورشید دست  و  پنجه نرم کردیم چند تا از پاییز ها را جارو کردیم و روی برگ هاش راه رفتیم و چند تا زمستون دل هامون را سفید و یک دست کرده و از همه مهم تر چقدر خدا را واسه این همه زیبایی ها شکر کردیم؟

راستی شما سفره هفت سینتون کامله؟ اگه  جوابتون نه است باید بگم چیز زیادی به عید نمونده ها زود باشید من ته جیبم یک کم سکه 5 تومانی دارم اگه سکه کم داشتید بگید من میدم سبزه هم ...خب الان دیگه هوا داره گرم میشه و سبزه ها از همه جا خودشون سبز میشن . اگه هم حوصله داشتید برید ماهی گیری و یک ماهی بگیرید و بندازید توی تشت حالا رنگش زیاد مهم نیست برقیش را هم میتونید نقاشی بکشید  یا با یک خودکار یا مداد بنویسید دیدید چقدر راحت بود؟

 

راستی

از عید سال قبل تا حالا چقدر عوض شدید؟ چه چیزی تو زندگیتون تغییر کرده چه چیز هایی به دست آوردید و یا حتی چه چیز هایی از دست دادید... انشا الله که هر چی فال بد و مشکل و یاس و نامیدی بودی از دست دادید .
لحظه تحویل نزدیکه  یک گوشه دلتون واسه  هممون دعا کنید...

من که خودم سال قبل لحظه تحویل خوابیدم یعنی خوابم برد. ولی این باعث نشد که کل سال را بخوابم و اصلا بعضی چیز ها معقول نیست  ولی قشنگند.

 

اگر عید را مسافرت  می رید  باید بگم سفر بخیر و اگر مثل من نمیرید , امیدوارم  خوش بگذرونید.

امسال هم  هر سال تلوزیون و رادیو و خیلی از رسانه ها حتی خود شما وبلاگ دار ها تصمیماتی گرفته اید که حتما واسه هممون جذاب خواهد بود.

یک نگاهیی همین جوری گذرا به جلد مجله ها پر رنگ و کمرنگ انداختید؟ بعد از مدت ها دوباره عکس فرزاد حسنی روی جلد مجله ها دیده میشه و فرزاد حسنی  این دفعه با قیافه ای کمی متفاوت تر ظاهر شده یک نگاه بندازید خودتون متوجه میشید... واقعا واسه ی من عجیب بود ...حالا مهم نیست بگذریم.

 

وقتتون را دیگه نمیگریم  و حرفی دیگه نمونده  سعی میکنم تو این چند روز عید چند باری  به روزکنم  خسته نباشید

موفق باشید

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 5:42 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  | 


سلام حال و احوالتون چه طوره؟

اودم شب شب یلدا  را به همتون تبریک بگم.

امیدورام که امسال هم رادیو جوان مثل سال های قبل سنگ تموم بگذاره.

حرف خاصی ندارم.

شب هاي سفیدتون مثل شب یلدا باشه...

شب یلداتون قشنگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  | 


سلام

این دفعه دیگه زیاد دیر نکردم...

هفته ی بسیج است  و تصمیم گرفتم که بعد از دو سال بسیج عادی موندن بسیج فعال بشم... یادش بخیر همون موقع که بسیج عادی بودم رفتیم و تو مراسم شرکت کردیم.
باید میرفتم اتاق بسیج و فرم پر کنم چند بار از مسولانش پرسیدم گفتن میگیم...سر صف میگیم . عجله نکن.. دوستم گفت میری امتحان میدی و بعد از چند ماه دیگه کارتت را میدن.
 . یک بار دیدم دارن ثبت نام میکنن فوری خودم را رسوندم گفتن تا پوشه و عکس و فوتوکپی شناسنامه نیاری نمیشه من هم فرداش آماده کردم. زنگ اول رفتم دیدم درش بست است زنگ دوم باز بود ولی واسه شورای دانش آموزان ثبت نام میکردند. زنگ بعدش هم دیگه قابل پیش بینی بود...
حالا خوبه مدیر مدرسمون یکی از بزرگای بسیجه خلاصه الان من چند روزه که میخوام بسیج بشم ولی نمیشه بعدا هم میان میگن وقتش تموم شد امتحان دایم رفت...

این مطلب را جدی نیگیرد ...فردا میان میگن این سیاسی نوشت...

ای کاش

سطر به سطر می نوشتیم تا دفتر انشای دوران کودکی یک صفحه اش پر شود. یا تند تند یا خیلی کند و گنده ... یک صفحه تمام میشد و به معلم تحویل میدادیم. بعد از گرفتن نمر یادمان م افتاد که چقدر قشنگ تر می توانستیم بنویسم. ولی دیگر دیر شده...
دوست دارم دفتر اشنای زندگی خودم را اگر کم اگر زیاد... اگر کند اگر آرام همان طور بنویسم که دوستدارم و بعدا ای کاش نگویم ولی باز میگیم که ای کاش ای کاشی نمیگفتم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 4:7 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  | 


 به نام خدا

قرار اول

بسم الله الرحمن ارحيم.

سلام حال و احولتون چه طوره خوش ميگذره زياد که گرسه نيستيد نکنه اونقدر حال نداريد که نميتونيد بشينيد و اين مطالب را بخوانيد؟ يا شايد الان افطاري کرديد  انشا الله که نماز و روزه هاتون پيش خدا در عالي ترين درجه قبول ميشه. فقط يادمون باشه براي همديگه هم دعا کنيم.

اين آخرين مطلب من تو تابستون هست. نميدونم شايد باز مثل پارسال پنج شنبه ها اومدم و وبلاگ را به روز کردم نميدونم...
پارسال آخرين مطلبم که را که با نظراتتون گل باران کرديد بيشترين تعداد نظراتم هنوز هم که هنوزه مال اون موقعست. امسال ميشه گفت بازديد وبلاگم دو برابر شد.
مثل پارسال مي خوام يک نظر سنجي بگذارم  لطفا شرکت کنيد حتي اگه اين دفعه اول که ميايد.


به نظر شما يک وبلاگ خوب چه وبلاگيه؟

عيب اصلي اين وبلاگ چيه؟

جايي  خالي چه چيزي تو وبلاگ ديده ميشه؟

اصلا از عنوانش خوشتون مياد؟

و هر چيز ديگه اي که به ذهنتون ميرسه که ميشه در مورد اين وبلاگ گفت را بگيد.


--------------------------------------------------------------------------------


اما از همه اين ها بگذريم ماه رمضان خدا کنه بتوانيم ازش خوب استفاده کنيم و خدا نکنه که تو اين ماه بخشيده نشيم.


همان طور که خيلي از شما ها هم اطلاع داريد امسال جشن تسنيم ۲ مثل سال قبل بر گذار ميشه و علاقه مندان ميتوانند آثار خودشون را در قالب شعر داستان نمايشنامه وبلاگ کاريکاتور يا هر اثر ديگر براي جشن ارسال کنند سايت تسنيم ۲ www.tasnim2.ir   و يا ميتوانيد به شماره ۳۰۰۰۰۸۸۸ هم پيام کوتاه بفرستيد.

 

قرار آخر :

موفق باشید التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  | 


 

 

قرار اول:

 

سلام حال و احوالتون چه طوره؟
خوش ميگذره تابستون هم که داره کم م کوله بارش را جمع ميکنه .و پاييز با برگ هايه خزانش و خش خش برگ هاش که زير دست و پاها مي مونه داره مياد.
ماه رمضون هم يواش يواش مي افتاده تو تابستون و روز هايه گرم .ماه رمضان هم مثل هر سال داره دست پر مياد.
هر سال تلوزيون موقع افطار سريال هايه مختلفي پخش ميکنه که تو شهر ما معمولا با پخش اذان, اين سريال ها هم شروع ميشه.
برنامه هاي پارسال که خيلي قشنگ بودند .مثلا سريال آخرين گناه که جلوه هايه ويژiش شاهکار کرده بود. و به علت اينکه شبکه دو دو سال پياپي سريال هايه مذهبي پخش ميکرد انتظار داشتيم امسال هم همون روال سابق را طي کنه.
اما سريال ها به ترتيب :

شبکه يک: اغما با بازي امين تارخ و شيرين بينا و بازيگراني مثل لعيا زنگنه ايرج نوذري ناصر ممدوح و...
خلاصه داستان اين چنين است. دکتر طه پژوهان يک پزشک فوق متخصص جراحي مغز و اعصاب است. او به دليلد جراحي موفقيت آميزش رويه رزمندگان در جبه ها به پنجه طلايي مشهور است همسر پژوهان -مولود-دچار يک بيماري حاد ميشود و دکتر بر سر دو راهي قرار ميگيرد.از طرفي عرف پزشکي مانع جراحي همسر توسط اوست ولي مولود اصرار دارد که فقط توسط پزوهان جراحي شود.از طرف ديگر تناه فرزند آن ها پري-مخالفت اين عمل توسط پدر است.
و اين سريال را سيروس مقدم کارگرداني ميکند.


اما شبکه دو :فيلم ميوه ممنوعه. که خيلي وقت است همه از پخش اين برنامه خبر دار شده اند.
بازيگران:علي نصيريان. گوهر خير انديش هانيه توسلي امير جعفري هرمز هدايت عطا تفتي نيما رئيسي طناز طباطبايي کاظم بلوچي و...
و کارگردان حسن فتحي وخلاصه: سرپرست خانواده شايگان و جلاج-فرزند ارشد خانواده اردلان- در گير کشمکش .مناظره مالي شديدي با يکديگر ميشوند. در اين بين هستي تنها فرزند خانواده شايگان به دادخوهي  سراغ سرپرست متدين خانواده اردلان ميرود. اين داستان تلفيقي از دوداستان شاه لير و شيخ صنعان است.
و خاننده ايت سريال آقاي  احسان خواجه اميري است.
که فکر کنم بعد از يکي دو قسمت يا شايدزودتر آهنگ اين سريال تو اينترنت برايه دانلود بگذارند.

شبکه سه: نقشي بر زندگي
اين سريال به کارگرداني علي عبدالعلي زاده است.داستان اين گونه است: شخصي به نام افشار که باز نشسته  متعمد محل است و از قضا مردي دست ودلباز وخير .به بهانه هاي گوناگون به ديگران کمک ميکند .به همين دليل مردم محل براي حل مشکلاتشان به او پناه مي آورند. که باعث به وجود امدن حوادث گوناگون مي شود.
بازيگران:رضا بابک و ابولفضل پور عرب مهتاج نجومي آناهيتا همتي برزو ارجمند مهران رجبي داريوش اسدزاده محسن قاضي مرادي رامتين خدا پناهيي يوسف تيموري و...


اما شبکه تهران که به من ربطي نداره!!!!!!!!!!
ما فيلم سال قبل را نگاه ميکنيم و سال قبل هم همين کار را کرديم. سال قبلش هم همين طور

باشه بابا ميگم يک لحظه. فيلم شکرانه به شکرانه باز گشت که قبلا نامش نامش وراء بود.بيش از نيمي از اين سريال را در تاجيکستان بازي کرده اند و خلاصه داستاني از آن  گفته نشده است. کارگردان اين سريال سعيد سلطاني است  و بازيگران اين سريال : هوشنگ توکلي ژوريا ژو سرخ عاطفه رضوي حسن جوهر چي مريمکاوياني و حامد بهداد


اين مطالب را از مجله همشهري خانواده برداشتم.

اوه چقدر شد حالا ميخواستم حرف هايه ديگه اي هم بگم 

و چند تا عکس که همین دیروز گرفتم:


قرار آخر: تو اين ماه عزيز  دعا کردن ما را هم فراموش نکنيد و  هر چي ميتونيد از فيض اين ماه بهره ببريد.
موفق باشيد

 يا علي

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  | 


سلام

سلامی بر همه عاشقان مهدی(عج).
میلاد فرخنده اختر تابناک ولایت منجی بشریت مهدی موعود بر همه مسلمانان تبریک میگوییم.
باز هم نیمه شعبان رسید.نیمه شعبان همیشه خاطره جشن و مراسم را درذهن من تداعی میکنه.مسابقه هایی که کاغذی میدادند و حدیثی از ائمه و یک شماره ز ما آن حدیث را حفظ میکردیم و بعد اگه شماره ای که به قید قرعه انتخاب میشد با شماره ای که در دست ما بود را میگفتند ما را به سن دعوت میکردند و باید همان حدیث را میگفتیم.
بچه بودیم و دنبال حدیث کوتاه میگشتیم مدام با هم عوض میکردیم اگه در زمین کاغذی را می دیدیم برمیداشتیم تا شاید شانسمان بیشتر شود ولی هیچ وقت شماره ما را نمیگفتند.

شب ها از ماشین بیرون را نگاه میکردیم از چراغ هایی که در خیابان بودند رشته های لامپ را آویزان کرده بودند و شور خاصی در دل ما به وجود می آمد.
آن موقع زیاد امام خود را نمی شناختیم.معنی انتظار برایمان قابل درک نبود.فقط همان لحظه را میدیدم و چشم به راه نبودیم.
حالا دل تو دلمان نیست. هر روز انتظار، انتظار سبز.انتظاری خوش که دل بی تاب تو را در خود میگیرد.
هر روز و هر شب می گوییم:

الهم صل الی محمد و الی محمد  وعجل فرجهم

برای ظهور آقا امام زمان(عج) صلوات بفرستیم.
الهم صل الی محمد و الی محمد  وعجل فرجهم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  | 


سلام

 

ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان را بر همه جوانان و جوان دلان تبریک میگم.

و یک عکس دیگه که به مناسب این ایام درست کردم ومیگذارم امیدوارم که اول عکس راحت باز بشه بعد خوشتون بیاد.

راستی یک مسابقه اینترنتی تو وبلاگ:مبارزه با شیطان پرستی گذاشتیم.

موفق باشید.

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 5:23 بعد از ظهر  توسط "ّ^,-علی"ّ^-,  |